كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

87

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

شهزادهء جهان ساتى بيك را به امير چوپان داد و در اين سال ميان ايشان زفاف بود . « 1 » و در اين سال پادشاه ماوراء النهر كپك به مرض طبيعى وفات يافت و [ مرقد ] « 2 » او در شهر قرشى در جوار مسجد جامع است و بعد از او برادرش دوره تيمور پادشاه الوس جغتاى شد . اما مدت حكومت به يك سال نرسيد . پس از او ، برادر ديگر ترمشيرين پادشاه شد و تا سنهء 727 پادشاهى كرد . و در آخر همين سال ، امير حسين گوركان كه امير خراسان بود مريض شده در اوايل محرم سنهء 722 وفات يافت « 3 » وقايع سنهء اثنتين و عشرين و سبعمائه امير تيمورتاش بن امير چوپان در ممالك روم چون مخالفان را برانداخت نخوتى در دماغ او پيدا شده به اغواى جمعى سكه و خطبه به نام خود ساخت و خود را مهدى آخر الزمان خوانده ايلچيان به ممالك مصر و شام فرستاده استمداد نمود كه لشكر كشيده عراقين و خراسانات را مسخر گرداند . امير چوپان از اين حال وقوف يافته پيش سلطان حكايت روم در ميان آورد و گفت تيمورتاش از براى ما قيصرى گشته است * و مخالفت مىورزد . اجازت بايد داد كه سپاهى بدان طرف برم . اگر پيش آيد او را بسته پيش

--> ( 1 ) . بيستم رجب سال 719 ( تاريخ گزيده ص 615 به تصحيح عبد الحسين نوائى ) . بنابراين به نظر مىرسد ذكر اين امر در جزو وقايع سال 721 اشتباه باشد . ( 2 ) . س : مشهد ( 3 ) . در حاشيهء نسخه ف آمده است : « درين سال ( 722 ) در شهر صفر ، جناب افادت‌مآب خاتم المصنفين مولاناى مرحوم مغفور سعد الدين تفتازانى جهان را به نور حضور مشرف ساخت و مولد فرخنده‌اش قرية الرجال تفتازان است از ولايت نسا و شرح و بسط آن سخن در سنهء 781 كه حضرت صاحبقران ( - تيمور ) نوبت چهارم فتح خوارزم فرمود ، از مساعدت وقت ان شاء اللّه مأمول است . منه من خط من نقل عن خطه » و اما اين مطالب در متن نسخهء ك آمده در وسط عبارت مربوط به عصيان تيمورتاش ، جائى كه با ستاره مشخص شده است ، در صفحهء بعد .